محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
40
اكسير اعظم ( فارسى )
در حلق احتياط نمايند و اكثر براى دفع ماده موذى و نفوذ ادويه بقعر احتياج بسوراخ كردن دندان از آله سوراخ مىافتد و سركه با وجود مضر بودن و باسنان گاهى در ادويه مبرد و مسخنه دندان هر دو مىافتد در مبرده تبريد بو هر خود مىكند و تنقيندى مينمايد و در مسخنه و اعانت به تقطيع بر تحليل مىكند و مضرت او در اين وقت از ادويه سينه كه با آن مىآميزند ميشكند . و صاحب تذكره ميگويد كه فوفل و مازو و بلوط و دارچينى در زبناد و صعتر در اكثر امراض آن مجرب است و سنون عند امتلاى معده استعمال نكنند مسواك قبل او استعمال نمايند . و مسيحى گويد كه فساد عارض اسنان مشانح را زياده از تقويت لثاث آنها به اشياى قابضه علاجى نيست . وجع الاسنان درد دندان گاهى در جوهر آن و گاهى در عصب بيخ او و گاهى در لثه باشد بنا بر درم لثه و زيادت لحم نابت در آن كه ماده را قبول كند و بنا بر استرخا و ترهل آن كه مزبور يا قبول نمايد و در آن متعفن گردد و دندان را ايذا و به دو نيز متحرك سازد و اسباب درد دندان انواع سوء مزاج حار و بارد و يابس باده است او يا با ماده دموى و صفراوى و بلغمى و ريحى و درد كه از سوء مزاج با ماده باشد به سبب كثرت ماده يا رودات يا غلظ يا ريحيت آن بود و گاهى آن ماده درم در نفس دندان و گاهى تآكل در آن پيدا كند و بسا است كه درد دندان يا بن دندان كرم تولد نمايد به سبب تعفن رطوبات يا تعفن چيزى كه در دندان متآكل داخل شود و مبدا ماده يا در معده بود و يا در سرد يا هر دو موضع . و اگر تمام بدن از ماده ممتلى باشد نيز طريق رسيدن آن از بدن به سوى دندان از اين دو طريق باشد و گاهى دندان در حميات حاده درد كنند و سبب آن مشاركت دندان بود در سوء مزاج با همه تن و اعضا از غايت حدت تب باشد و چون در زير دندان متآكل درد و ضربان يابند در بيخ او فضول غير نفيج باشد و تدبيرش علاج درم و وجع است بعد آنان بر كندن دندان . طريق تشخيص اسباب مذكور : اولا نظر كنند با درد دندان ورم در لثه يا در نواحى او است يا نه اگر باشد و لثه از غمز درد كند حكم كنند كه سبب درد در نفس لثه است . و اگر ورم لثه نباشد سبب يا در نفس دندان باشد و يا در عصب كه در بيخ او است بعده ببينند اگر درم و تزيد درد دندان با تآكل و تفتت باشد . و ايضاً الم در طول دندان بود سبب در جوهر دندان باشد و الا اگر درد در غور باشد و شديد بود سبب در عصبه بيخ دندان باشد و خصوصاً چون درد ناشى در لثه يا در كله يافت شود و مثل درد محسوس گردد و بعد از آن براى دريافت نوع سبب بگويند كه مريض يك بار آب سرد و يك بار آب گرم در دهان گيرد و خيال نمايد كه كدام آب درد تسكين مىيابد پس اگر از آب سرد تسكين يابد و درد شديد و حرارت ملمس كله و سرخى لثه به غير ورم بود و از هواى گرم اشياى گرم در زياده گردد و درد از حرارت باش پس اگر در لثه مع سرخى درم و ضربان شديد محسوس شود از ماده و دموى باشد . و اگر سرخى مائل بزردى در لثه و ضربان كثير و حرارت شديد و ديگر آثار صفرا يافته شود از ماده صفراوى باشد . و اگر گويد كه از آب گرم تسكين حاصل مىشود و درد شديد و ضربان و ليب و سرخى نبود و بعد خوردن اشيا سرد و ملاقات هواى سرد و رد ظاهر شود و غلبه از برودت باشد پس اگر آثار غلبه بلغم نيز يافته شود بلغمى باشد بعده بپرسند كه درد منتقل مىشود يا نه اگر گويد كه منتقل مىشود و با تمدد بود ريحى باشد اگر درد راسخ بدون ظهور حرارت و برودت يافته شود و منفعت علاجپذير ظاهر شود و از خلط غليظ باشد و آنكه مبدا ماده دماغ يا معده است از وجود آثار امتلا در يكى از آنها يا هر دو دريافت نمايند . و ايضاً اگر با وجود آثار ماده درد در حالت شكم سيرى و بدهضمى و خواب غلبه كند ماده او در معده باشد . و اگر دندان متحرك باشد از تحرك آن بود . و اگر با وجود حركت لاغرى و خشكى در دندان و جميع بدن و غور همچنين محسوس گردد و از سوء مزاج يابس باشد . و اگر اين علامت يافته نشود و در دندان سوراخ بود از تولد كرم باشد . علاج كلى درد دندان اگر درد به مشاركت همه بدن باشد اولًا تنقيه بدن به فصد و اسهال كنند . و اگر به مشاركت دماغ باشد و فضله آن از سرفه آيد اخراج آن به مثل قرص بنفشه و ايارج فيقرا بشحم حنظل يا بسقمونيا يا به مثل نقوعات و حب قوقايا و شيبار و غراغر منقى رأس نمايند اگر در لثه ورم محسوس باشد نيز ابتدا الفصد و اسهال به حسب قوت و شرائط كنند . و اگر به سبب اجتماع ماده ردى يا بارد در معده باشد تنقيه معده از ماده موجبه نمايند و اطريفل يا جوارش عود يا مصطكى تناول نمايند و غذا شوربا سازند و تقليل غذا و ادخال گشنيز داده در طعام و اجتناب از شير و فواكه و طعام شب و قى واجب شمارند . و اگر احياناً اتفاق قى افتد قدرى افيون در دندان گذارند و در جميع بابتدا مبردات از عصارات و سلاقات و مانند آن مقوى بكافور به غير افراط در قبض در دهن گيرند و در ادويه قابضه افراط نمايند حتى كه تحليل ماده به سبب فرط انسداد و مسام مشكل گردد و بسيار باشد كه اقتصار به روغن گل و مصطكى يا بزريت اتفاق يا به روغن آس و مانند آن كه مقوى در ادع و مانع از قبول مدا باشد كفايت كند و نبيند مويز كهنه در روغن گل خام خوب